اینهاهم شیرین کاری هات نیکی جونم
بهت میگم بابا کو؟ میگی : نیست میگم:کجاست؟ میگی: ددر وقتی غذا میخوری فوری دستاتو میاری بالا (یعنی خدا رو شکر) مامان میگی بابا میگی ددر میگی خیلی دوست داری دمر بخوابی بابا علی کلی حرص میخوره همش میگه الان خفه میشه مثل فرفره چهار دستو پا میری مامان بزرگا و با با بزرگاتو خیلی دوست داری وقتی میبینی کلی ذوق میکنی و تند وتند میبوسیشون دوست داری یه دونه کاغذ یا مقوا بهت بدم تا ته بخوریش عاشق آهنگای شادی وقتی میشنوی جیغ میزنی و نانای میکنی و میگی ماها دست بزنیم خودتم یه ذره دست میزنی یه ذره نانای میکنی ...
نویسنده :
علی مروتی
19:25
تاب نیکی جون
سلام عزیزم امروز بابا علی برات تو حیاط خلوت یه تاب وصل کرد الهی فدات شم خیلی دوست داشتی امروز خیلی شیطونی کردی بعضی وقتا دیوونم میکنی ولی بازم با اون همه خرابکاری که امروز کردی الان که لالا کردی دلم برات پر میزنه همش دوست داری باهات بازی کنم ولی نمیشه مامان جون که انقد بهم وابسته شدی حتی نمیزاری از پیشت تکون بخورم گاهی کلافه میشم ولی ارزشش رو داره به همه شیرین کاریات در فردا ازت روی تاب عکس میگیرم میزارم الان دیر وقته ولی دلم نیومد بدون اینکه برات بنویسم بخوابم خیلی دوست دارم اینو هیچ وقت فراموش نکن ...
نویسنده :
علی مروتی
19:24
عاشقتم بی دریغ بی دروغ
سلام دخترم همون طورکه قول داده بودم امروز عکستو روی تاب گرفتم ببین مامان ببین چقدر شیطونه قیافت. الهی مامان دورت بگرده نازنینم عاشقتم ...
نویسنده :
علی مروتی
19:24
دخترم وباباش دارن ازآقا گرگه فرار میکنن!!!!!
این اولین بار که نیکی جون با هم رفتیم باغ وحش خیلی خوشحال بودی. دخترم نمیدونی وقتی آقا گرگه تو رو دیده بود آب از لبو لوچه اش راه افتاده بود خیلی روز خوبی بود، یه روز تکرار نشدنی بود ، انقدر حیوونا رو دیدی ذوق کردی که خدا میدونه! مامانی و بابائی هم بودن عکس اونارم میزارم برات نازنینم ممنون که دختر من شدی، ممنون که روز به این خوبی رو به ما هدیه دادی، همیشه یادت باشه که عاشقتم ...
نویسنده :
علی مروتی
19:24
آدرس جدید بهشت
سلام مامی امروز میخوام از یه کشف بزرگ برات صحبت کنم...... من آدرس جدید بهشت رو پیدا کردم فضای یک وجبی بین بازوهای تو دخترم امروز منو تو آغوش گرفتی و من طعم بهشت رو مزه مزه کردم اینو هیچ وقت فراموش نکن که من دیوانه وار عاشقتم ...
نویسنده :
علی مروتی
19:23
آخرین روز بهمن
سلام نازنینم گل نازم الان تقریبا یک هفته است وقت نکردم برات بنویسم آخه نیکی خانم همه وقت مامی رو شش دونگ در اختیار داره فقط اون چند دقیقه ای که تو روزا میخوابی وقت دارم به نت سر بزنم گلم خیلی با مزه شدی دیگه هر چی بهت میگم کاملا متوجه میشی وقتی کار اشتباهی میکنی اخم میکنم می پری بغلم هه هه هه میخندی و منو میبوسی (میخوای مثلا منو خر کنی) الهی فدای اون عقل و شعورت بشه مامان نازنینم این اولین زمستون عمر ارزشمندت بود فقط 1ماه مونده تا عید بشه وتولدت هووورااااا بلاخره داری 1ساله میشی الان خوابوندمت و نشستم کلی نگاهت کردم ماشالا واسه خودت خانومی شدی انقدر ناز و معصوم خوابیده بودی منم طاقت نیاوردم یه دونه محکم بوسیدمت بیدار ش...
نویسنده :
علی مروتی
19:23
کنکور بابا علی
سلام دخترم الان ساعت 9 صبحه امروز بابائی کنکور ارشد داشت ولی خواب موند ساعت 7 از خواب پرید رفته هنوزم خبری ازش نیست خدا کنه رسیده باشه چی بگم راستش من زیاد دلم راضی نبود بره ولی خودش اصرار داشت و رفت خدا پشت و پناهش فردا شب مهمون داریم و من کلی کار سرم ریخته دخترم قول بده بزاری کارامو بکنم خواهش میکنم مثل همیشه خانم باش شب میام بهت میگم چه اتفاقائی امروز افتاد فعلا اینو هیچ وقت فراموش نکن که من دیوانه وار عاشقتم ...
نویسنده :
علی مروتی
19:23
مامانی بابائی های نیکی جون
سلام دختر ماهم دیشب نتونستم برات بنویسم چون مامانی ها وبابائی هات مهمونمون بودن خیلی خوش گذشت خیلی خوشحال بودی یه عالمه واسشون شیرین کاری کردی (دست دسی کردی - نانای کردی-بوس کردی ......) خیلی خیلی عسل بودی فدای نگاهت با همه عکس گرفتی تا مامی برات بزاره تو وبلاگت الان میخواستم برات بزارم نشد اخه حجمشون زیاده اما قول میدم حتما در اولین فرصت عکسای نازو شیطونتو بزارم تا همه ببینن عجب آتیش پاره ای هستی اینو هیچ وقت فراموش نکن که من عاشقتم ...
نویسنده :
علی مروتی
19:22
بابائی نیکی جون دیشب مریض بود
سلام دخترم دیروز روز خیلی سختی بود واسه همه ما مخصوصا تو دخترم بابائی ( بابای مامی) دیروز حالش بد بود منو بابا علی بردیمش بیمارستان و من مجبور شدم ساعتها ازت دور باشم پیش مامانی بودی بهش عادت داری و لی دیگه آخراش خیلی بیتابی کردی وقتی از بیمارستان رسیدم چشمای گریون تو رو دیدیم هزار با مردم و زنده شدم انگار بند بند وجودمو ازهم جدا کرده بودن دلم می خواست بمیرم ولی حال پریشون تو رو نبینم خیلی امروز غمگینم هم بابائی مریضه هم دیروز تو خیلی خیلی اذیت شدی (الهی مامی برات بمیره) نازم تو با اون دل کوچولوت واسه بابائی دعا کن خوب شه اینو هیچ وقت فراموش نکن که من عاشقتم ...
نویسنده :
علی مروتی
19:22






